و این داستان عاشقانه‎ی من است ...

از عالی به خوب

صفت " عالی " با گذشت زمان و سن افزودن تغییر میکنه! از عالی به خوب، از خوب به بد و از بد شاید به خوب حتی، اما یقینا سخت تر! - دشوار هست " چیزی " یا " کسی " را داشته باشی که همیشه " عالی " بمونه!*


* کامنت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هانتا

نقاش

" نقاشی بود آلبرت نام، که در جوانی نمی توانست توفیقی را که آرزو داشت از طریق تابلوهایی که می کشید به دست آورد و به یاری آن ها در دل مردم راه یابد. ..."


نقاش / خواب نی لبک / هرمان هسه / سروش حبیبی / نشر ماهی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
هانتا

شازده کوچولو

" وقتی شش ساله بودم در کتابی راجع به جنگل طبیعی که " سرگذشت های واقعی " نام داشت تصویر زیبایی دیدم. تصویر مار بوآ را نشان می داد که حیوان درنده ای را می بلعید. ..."


شازده کوچولو / آنتوان دو سنت اگزوپری / محمد قاضی / انتشارات امیرکبیر

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
هانتا

مسخ

" یک روز صبح، همین که گرگور سامسا از خواب آشفته ای پرید، در رختخواب خود به حشره تمام عیار عجیبی مبدل شده بود. ..."


مسخ / فرانتس کافکا / صادق هدایت / نشر نگاه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
هانتا

اگنس

" اگنس مرده است. داستانی او را کشت. از اگنس، جز این داستان چیزی برایم نمانده. ..."


اگنس / پتر اشتام / محمود حسینی زاد / نشر افق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هانتا

انتقام چمن

" مادربزرگ من در تاریخ طوفانی آمریکا برای خودش یک پا فانوس دریایی است. توی یکی از شهرستان های کوچک ایالت واشنگتن قاچاق مشروب می کرد. ..."


انتقام چمن / اتوبوس پیر و داستان های دیگر / ریچارد براتیگان / علیرضا طاهری عراقی / نشر مرکز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هانتا

کافه پیانو

" هیچ وقت خدا یک چیز واقعی را، حالا هر چه که می خواهد باشد؛ پشت یک ظاهر دروغین پنهان نکرده ام. ..."


کافه پیانو / فرهاد جعفری / نشر چشمه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
هانتا

خسی در میقات

" جمعه 21 فروردین 1343 جده. پنج و نیم صبح راه افتادیم- از مهرآباد. و هشت و نیم اینجا بودیم. و هفت و نیم بوقت محلی. ..."


خسی در میقات / جلال آل احمد / نشر ژکان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هانتا

آنا کارنینا

Anna Karenina by leo tolstoy

آنا کارنینا

Designed by karolin


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هانتا

چراغ ها را من خاموش می کنم

" صدای ترمز اتوبوس مدرسه آمد. بعد قیژ در فلزی حیاط و صدای دویدن روی راه باریکه ی وسط چمن. ..."


چراغ ها را من خاموش می کنم / زویا پیرزاد / نشر مرکز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هانتا